در تاریخ معاصر ایران، اعتراضات مردمی همواره یکی از ابزارهای اصلی مقابله با استبداد بودهاند. اما تجربهی تلخ سالهای اخیر، بهویژه اعتراضات گستردهی دیماه ۱۴۰۴، یک حقیقت دردناک را بار دیگر عریان کرد: اعتراض بدون پشتوانه، در برابر یک سیستم مسلح و جنایتکار، بیش از آنکه ابزار تغییر باشد، به قربانگاه مردم تبدیل میشود.
اعتراض بدون توازن قوا؛ بازی از پیش باخته
هر جنبش اجتماعی برای موفقیت نیازمند حداقلی از توازن قواست. نظام جمهوری اسلامی نهتنها یک حکومت سیاسی، بلکه یک ماشین سرکوب سازمانیافته با پشتوانهی مالی، نظامی، امنیتی و اطلاعاتی است. در برابر چنین سیستمی، فراخوانهای احساسی، پراکنده و فاقد برنامه، عملاً مردم بیدفاع را به خیابانهایی میکشاند که پایانش اغلب گلوله، زندان و مرگ است.
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با بیش از ۱۶ هزار کشته، نشان داد که حاکمیت هیچ خط قرمزی برای کشتار ندارد. با این وجود، برخی جریانها و چهرهها، بدون ارائهی هیچ راهبرد مشخصی، تنها با شعار «به خیابان بیایید» مسئولیت اخلاقی و سیاسی خون ریختهشده را نادیده گرفتند.
فقدان رهبری منسجم؛ پراکندگی مرگبار
یکی از مهمترین ضعفهای اعتراضات اخیر، نبود رهبری واحد و پاسخگو بود. انقلابی که رهبر، ساختار تصمیمگیری و نقشهی راه نداشته باشد، نهتنها پیروز نمیشود، بلکه به هرجومرج و سرکوب شدیدتر میانجامد.
در چنین شرایطی، مردم نمیدانند:
هدف کوتاهمدت چیست؟
چه زمانی عقبنشینی کنند؟
چگونه از خود دفاع کنند؟
و چه کسی پاسخگوی جانباختگان است؟
مسالمتگرایی در برابر جنایت سازمانیافته
اعتراض مسالمتآمیز، در برابر حکومتهایی که هنوز به افکار عمومی و قانون پایبندند، میتواند مؤثر باشد. اما در برابر سیستمی که:
بهراحتی شلیک میکند،
اینترنت را قطع میکند،
حقیقت را پنهان میکند،
و خانوادهها را در بیخبری مطلق رها میسازد،
اصرار بر «مسالمت مطلق» بدون هیچ ابزار دفاعی یا فشار متقابل، نه اخلاقی است و نه عقلانی. این نوع مسالمتگرایی، ناخواسته به ابزار تداوم سرکوب تبدیل میشود.
انقلاب بدون پشتوانه ممکن نیست
هیچ انقلابی در تاریخ، بدون حداقل یکی از این سه عامل به نتیجه نرسیده است:
پشتوانهی مالی پایدار
توان نظامی یا دفاعی
رهبری منسجم و مشروع
نادیدهگرفتن این واقعیتها، فریبدادن مردم با امیدهای توخالی است. شجاعت مردم ایران ستودنی است، اما شجاعت بدون سازماندهی، به قتلعام میانجامد.
مسئولیت اخلاقی فراخواندهندگان
هر کسی که فراخوان عمومی میدهد، در برابر جان انسانها مسئول است. نمیتوان از امنیت خانه یا خارج از کشور، مردم را به خیابان فرستاد و سپس از کنار آمار کشتهها بیتفاوت عبور کرد.
سکوت در برابر این مسئولیت، خیانت به خون جانباختگان است.
جمعبندی
راه آزادی ایران احساسات لحظهای و فراخوانهای بیبرنامه نیست
اگر هدف واقعاً نجات مردم و ساختن آیندهای آزاد است، باید:
اتحاد واقعی اپوزیسیون شکل بگیرد،
رهبری شفاف و پاسخگو معرفی شود،
و استراتژیای مبتنی بر واقعیتِ خشونت حاکم تدوین گردد.
بدون اینها، هر اعتراض خیابانی، تنها فصل دیگری از سوگواری ملی خواهد بود، نه گامی بهسوی آزادی.
شیرین جهانیان
۳ بهمن ۱۴۰۴
