رادیو بینالمللی فرانسه، در مطلبی به این موضوع پرداخته و یادآوری کرده است که درگیریها، همواره با نوعی تبلیغات همراه بودهاند؛ با تصاویر کاریکاتوری از دشمن و ستایش نیروهای خودی. اما در عصر میمهای وایرال و هوش مصنوعیِ مولد، این پدیده شکلهای غیرمنتظرهای به خود گرفته است. این روزها ویدیوهای طنزآمیزی با موضوع «لِگو» در فیدهای کاربران دیده میشود. ممکن است تصور شود اینها از فیلمهای مجموعۀ اسباببازی دانمارکی الهام گرفتهاند، اما موضوع و محتوای آنها اصلاً کودکانه نیست.
این تولیدات کوتاه که کاملاً با هوش مصنوعی ساخته شدهاند، بهصورت طعنهآمیز، یک عروسک لِگوییِ ترامپ را نشان میدهند که در خدمت نتانیاهوست؛ شیفتۀ پول و جنگ است و با شیطان و جفری اپستین، در آمریکایی در آستانۀ جنگ داخلی رفتوآمد دارد. این ویدیوها که از آغاز درگیری توسط حامیان حکومت ایران تولید شدهاند، امروز میلیونها بازدید دارند.
این آثار جدیدترین ابزار ارتباطی تهاجمی تهراناند که نشانۀ پدیدهای گستردهتر به نام اسلوپاگاندا هستند؛ اسلوپاگاندا از دو واژۀ slop و propaganda ترکیب شده است و به «محتوای بیکیفیت تولیدانبوه با هوش مصنوعی» اشاره دارد؛ انبوهی از تصاویر غیرواقعی یا نیمهواقعی که شبکههای اجتماعی را آلوده میکند و این محتوا اکنون در خدمت تبلیغات سیاسی قرار گرفته است؛ ترکیبی از شوخی، اغراق، تمثیل و تصاویر گمراه کننده.
در مقابل، اما جریان ترامپ نیز خود یکی از بازیگران اصلی اسلوپاگاندا است. او ماههاست تصاویر و ویدیوهای تولیدشده با هوش مصنوعی را منتشر میکند؛ از خلبان جنگنده گرفته، تا جنگجوی عضلانی یا شخصیت مسیحگونه و شفادهندۀ بیماران.

در ششم مارس، کاخ سفید ویدیویی با عنوان «عدالت به شیوه آمریکایی» منتشر کرد که ترکیبی از تصاویر واقعی حملات نظامی و صحنههایی از فیلمها و بازیهای ویدیویی بود؛ از جمله سوپرمن، بریوهارت، گلادیاتور، تاپ گان و ترنسفورمرز.
همان روز، ویدیوی دیگری منتشر شد که با شوخی اینترنتی معروف بازی «سرقت بزرگ اتومبیل: سن آندریاس» آغاز میشد و عبارت «آه لعنتی، دوباره شروع شد» را نشان میداد. سپس حملۀ آمریکا به یک کامیون در ایران نمایش داده میشد، همراه با واژۀ «نابود شد» مانند پیام مرگ در بازی.
تولیداتی که با لحنی آمیخته به طنز و اغراق برای اسطورهسازی ترامپ به کار میروند و از حسابهای رسمی و شخصی منتشر میشوند.
برخی معتقدند تهران در حال رقابت با «ترول شماره یک»، یعنی دونالد ترامپ است؛ کسی که یکی از تولیدات اخیرش با واکنشهای گسترده مواجه شد؛ تصویری مسیحگونه از خودش که بیماری را شفا میدهد. سفارتخانههای ایران نیز از این فضا استفاده کردهاند، از جمله با ویدیویی که در آن عیسی مسیح بهطور خشونتآمیزی از این «توهین» انتقام میگیرد.
اما باید به این موضوع نیز پرداخت که این پدیده باعث تضعیف تمایز میان واقعیت و غیرواقعیت میشود و فضای اطلاعاتی را به منطقهای خاکستری تبدیل میکند، جایی که شوخیها میتوانند برای عدهای بهعنوان خبر واقعی برداشت شوند و یا برعکس، تعدادی از مخاطبان در میان انبوه جعلیات به خبرهای واقعی شک کنند.
بدیهی است که ساخت محتوای جعلی خلاصه به این جنگ نمیشود و بر همۀ مسائل روزگار ما سایه افکنده است. حتی رسانهها نیز از تأثیرات آن در امان نماندهاند. آنها که پیش از این باید از راستی اخبار و منابعشان مطمئن میشدند حالا به چشمهایشان نیز نمیتوانند اعتماد کنند و به هر عکس و ویدیویی که به دستشان میرسد باید شک کنند؛ به خصوص اگر این عکسها و ویدیوها از منابع غیررسمی و مردمی به دستشان برسد و اتفاقی نیست که در سالهای اخیر بخش راستیآزمایی رسانهها گسترش بسیاری پیدا کرده است و تفکیک جعل و واقعیت وقت و انرژی زیادی را در این فضاها میگیرد.
رادیو بینالمللی فرانسه از قول دو پژوهشگر، مارک آلفانو و میخائل کلینچویچ نقل کرده است که اسلوپاگاندا با تکیه بر احساسات و تکرار مداوم، به تدریج ذهن مخاطب را تحت تأثیر قرار میدهد، به ویژه در میان کاربرانی که سریع اسکرول میکنند و منابع را بررسی نمیکنند.
از دیر زمانی تبلیغات سیاسی، ابزار دولتها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی بوده است، اما امروز هوش مصنوعی اقتصاد تولید تصویر و ویدیو را دگرگون کرده است. کارشناسان میگویند «نخستین جنگ عصر هوش مصنوعی» آخرین آن نخواهد بود و اسلوپاگاندا به یکی از ابزارهای دائمی جنگهای اطلاعاتی تبدیل خواهد شد. اگر پیش از این به تیم حرفهای، بودجه و هفتهها زمان نیاز بود اکنون عصر «تبلیغات بلادرنگ» آغاز شده است؛ فقط چند دستور و چند ساعت کافی است.
رادیو بین المللی فرانسه
