خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط:
سوالی که لازم است هر کس برای خود مطرح کند و برای آن پاسخی داشته باشد این است که:
آیا من در ساختن سرنوشت، نقشی دارم، یا نه؟
اگر پاسخ مخاطب گرامی منفی است، بهتر است که وقت خود را برای بقیه این مطلب تلف نکند!
ولی اگر پاسخ مثبت است، و مخاطب گرامی معتقد است هر کسی به سهم خود و به نوبه خود، نه تنها میتواند، بلکه وظیفه دارد و باید در ساختن سرنوشت مشارکت کند، قطعا با کمک همدیگر میتوانیم با پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، وظیفه خود را برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر انجام دهیم.
پاسخ ایرانیان با این پرسش در مقاطعی حیاتی، مثبت بود. از جمله آن مقاطع، سال ۱۳۵۷، و نیز در دفاع از میهن در مقابل تجاوز صدام که با پشتیبانی بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، بود.
در حالی که جهان نظارهگر و نگران نوسانات بازار سهام و قیمت نفت است و در ایالات متحده، رفتارهای متناقض و پیامهای بیفیلتر قدرتمدازان نشان از آشفتگی درونی و تشویش روانی آنها دارد، ما ملت ایران در آزمونی بزرگ سربلند بیرون آمدهایم.
متجاوزان این خیال خام را داشتند که با حملاتی بسیار گستردهتر از آنچه در عراق انجام دادند و با هدف قرار دادن «رهبر» و مقامات بالای کشوری و لشکری، شیرازه وطن ما از هم میپاشد. آنها میلیاردها دلار صرف دستگاههای اطلاعاتی و نظامی خود کردند تا نقشهٌ قدیمیِ جنگ داخلی و تجزیه و تکهپاره کردن ایران را از طریق جنگ داخلی و ورود گروههای تجزیهطلب وابسته اجرا کنند.
صهیونیستها از ابتدا سودای «اسرائیل بزرگ» را در سر داشتهاند. صهیونیسم سوسیالیست در ابتدا گفتمان غالب را در اختیار داشت، و رهبر تاریخی آنها، دیوید بن گوریون، با وجود اینکه مردی کاملآ ناباور به دین بود، در سال ۱۹۳۷ اعلام میکند:
«کتاب مقدس فرمان ماست». با تکیه بر کتاب مقدس به عنوان راهنما، مرزهای «ارض اسرائیل» بر حسب شرایط و فتوحات، ناپایدار و تغییر پذیر میشود.
بیش از نیم قرن است که صهیونیستها ایران را مانع اصلی رسیدن به توهم «اسرائیل بزرگ» میبینند! پس باید ایران را بیثبات، تجزیه و تکهپاره، و گرفتار در خشونتها و حتی جنگهای داخلی کرد
اما چرا شکست خوردند؟
پاسخ در پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق نهفته است.
این پایداری و همبستگی و اتحاد و حقوقمداری را در جامعه مدنی، و در بدنه قوای مسلح شاهد بودیم که به اتفاق، دفاع از وطن را ممکن ساختند!
دنیا امروز با تحسین به مقاومت جانانه ملت ایران مینگرد. این پیروزی نه فقط به خاطر بمب و موشک، بلکه بیشتر به دلیل ایستادگی بدنه نیروهای مسلح، در کنار ایران و ایرانیان بوده است. همانگونه که در سال ۱۳۵۷، بدنه ارتش شاهنشاهی در مقابل دستور تیر فرماندهان ایستاد و به ملت پیوست. امروز نیز فرزندان این مرز و بوم با اتحاد و ایستادگی در کنار هم، اجازه ندادند نقشههای شوم برای «ویرانی تمدن ایران» و «بردن به عصر حجر» به نتیجه برسد.
ما بدون تکیه بر قشون خارجی، در مقابل ابرقدرتهای هستهای ایستادهایم و نشان دادیم که برای بازدارندگی، نیازی به سلاح هستهای و بمب اتم نداریم. چرا که با خشونتزدایی و تکیه بر حق حاکمیت ملی – از جمله بر تنگه هرمز – تواتنا هستیم نقشههای شوم قدرتها را خنثی کرد.
در این روزهای سخت، آنچه مایه افتخار است، روحیه همدلی مردم است. مردمی که حتی در میانه جنگ، پشت یکدیگر را خالی نکردند و با فعالیتهای حقوقمدارانه از میهن دفاع کردند.
این وضعیت جنگی قابل ادامه و امتداد طولانی نیست. ولی عدم تحمل سختیها و عدم امکان ادامه جنگ، برای متجاوزان بسیار بیشتر از ایران است. تحلیلگران در ارائه این واقعیت اتفاق نظر داشتهاند.
از سوی دیگر گزارشها حاکی از آن هستند که میزان مصرف سلاحهای گرانقیمت، توسط امریکا و اسرائیل بسیار بیشتر از قدرت آنها برای جایگزینی اسلحهی مورد نیاز بوده است. حتی بعضی از متخصصان، از ناتوانی نظامی امریکا در مقابل چین (مثلا در رابطه با تایوان) نگانیهایی جدی ابراز کردهاند!
در این زمان، باز هم روی سخن با آن دسته از هموطنانی است که به جای تکیه بر نیروی خود و هموطنان خود، به قدرتهای خارجی و وابستگان آنها دل بستند! امروز آبروریزی و استیصال این دریوزگانِ قدرتهای خارجی بیش از پیش عیان شده است. بسیاری از آنها خود را ناچار دیدهاند که در علن از پشت کردن به مردم ایران، و روی کردن به قدرتها خود را نقد کنند، و از مردم پوزش بخواهند! راه نجات اینها، بازگشت به آغوش ملت انقلابی ایران و تلاش برای احقاق حق استقلال است. راه نجات اینها، همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر در این زمان و برای بعد از جنگ است.
حاکمیت بر تنگه هرمز که قسمتی از محدوده میهن مت است، ایران را توانا ساخته تا در مصاف با «ابرقدرت»های اقتصادی و نظامی و رسانهای دنیا، پیروز باشد، و آنها را به استیصال و عقبنشینی و حتی تسلیم وادارد.
اهمیت اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، گرچه قبلا جنبه نظری و تئوریک داشت، ولی الان در عمل میبینیم که برای احقاق حقوق ایران و ایرانیان، بسیار موثر و مفیدتر از خوشبینانهترین تحلیلها شده است.
حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز، حربهای بسیار موثرتر از سلاح هستهای برای بازدارندگی دشمنان، از تجاوزات به میهن است!
اما پرسش اساسی اینجاست: بعد از جنگ چه خواهد شد؟
اگر ما همین مسیرِ پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق را ادامه دهیم، قطعا میتوانیم بعد از جنگ هم سرنوشتهای خوب و خوبتری را برای خود رقم بزنیم. قدرتهای داخلی هم، مانند قدرتهایی خارجی، به خاطر ایستادگی ما مردم در حقوقمداری و خشونتزدایی مجبور خواهند بود با ما ایرانیان از در صلح وارد شوند، و حتی برای نجات خود هم که شده، دست دوستی به سوی مردم دراز کنند.
سخن پایانی ما مردم ایران، مردمی رشید هستیم که با استقلال و با تکیه بر خود بلند شدهایم. با ادامه دادن به ایستادگی و استقامت در مسیر خشونتزدایی و همبستگی ملی، نه تنها از بقیه این جنگ پیروزمندانه عبور خواهیم کرد، بلکه ایرانی خواهیم ساخت که در آن حاکمیت ملی و حقوق انسان محور اصلی باشد.
فراموش نکنیم که ساختن آیندههای خوب و خوبتر، تنها و تنها از عهده خود من و شما برمیآید، هر یک به سهم خود و به نوبه خود!
هدف سلطهسالاران:
بعد از توهین و تحقیر ایرانیان با جنگ روانی،
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن،
تجاوزهای بیشتر به وطن، و تکهپاره کردن ایران!❊آگاهییابی و آگاهیرسانی، حقی از حقوق بشر است❊
حقوقمدارتر شدن و تلاش برای حقوقمدارتر کردن، از پیشنیازهای برپایی و پویایی مردمسالاری در هر جامعهای است. برای این کار، یکی از مهمترین راهها، احقاق حق اطلاعیابی، و احقاق حق اطلاعرسانی است.
linktr.ee/sedarat
