واقعا آدمی می ماند که به عملکرد ج.ا چگونه بنگرد، 45 سال حاکمیت وحکومت و دولت ایران در دستان با کفایت آنهاست؛ تابحال دو جنگ خانمانسوز را برای مملکت و مردم به ارمغان آورده اند، سیل عظیمی از اعدام ها وکشتارهای خیابانی را راه انداخته اند وانسداد سیاسی وخفقان را بر فضا مملکت حاکم کرده اند.
حاصل آن سیاست فقر فرهنگی و اجتماعی وسیاسی واقتصادی که در اجتماع مردم جاری نموده اند. طی این سالها دراز با حاصل پول نفت که بیش از 1300 میلیارد دلار است، چه گلی برسر مردم ومملکت کشیده اند. این تنها پول نفت است، دیگر فرآورده ها پیشکش نظام واجانب و اذانب او که دستمال بدست مال کشی می کنند، اختلاس و غارت ثروت هم جزوی از این سیاست است.
درصورتیکه درهمین مدت مالزی و سنگاپور وکره و ویتنام وحتی چین مدل های دم دست که بدون داشتن نفت کجای مدرنیته وتوسعه و پیشرفت قرار گرفتند ومردم آنها در چه حد واندازه ای از رفاه برخوردارند.
با این ادعای مدیریت جهانی ماندیم در تامین آب وبرق وگاز مملکت ومردم که از حداقل های امکانات زندگی برخوردار باشند. حال بماند گرانی وکمبود ونان وکالا ومسکن وکار ونبود فضای تحرک وگردش نخبگان در مدار سیاسی وعقب ماندگی فرهنگی، از اینها بگذریم می ماند مردمی مستآصل که در فصل گرما بعضا درجه حرارات گرما در برخی شهرها تا بالای 50 درجه می رسد چگونه حیات داشته باشند.
در منطقه خوزستان که طبق آمار جهانی بالاترین درجه گرما را در جهان از سر می گذارند مردم چگونه با این گرما مقابله کنند قبلا رودخانه ای بود ومردم از نبود دستگاه های سرمایشی و خنک کننده تن به آب می زدند تا گرما را برای چندی به نیسیان بسپارند اما امروزه رودخانه شده مرکز فاضلاب شهری که امکان ورود به آن نیست.
حالا هم هیج مسئولی در مقابل این نارسایی ها وناترازیها جوابگو نیست و
حکومت باری به هر جهت ایام می گذراند. نخبگان اپوزیسیون هم در فکر سمینارها و فضای اتاقها در تعریف وتایید از مقاومت و اتحاد ایام جنگ دوازده روزه، و در خط نظام در حال سپری کردن ایام اند و در میدان حکومت بازی می کنند.
این بازیست که سیاست اتاق های دربسته فکری نظام در حال گسترش آن هستند تا بدون توجه به مشکلات مردم، عامل تمام این نارسایی وجنگ وخرابی و ویران کردن مملکت واضمحلال ساختارهای اجتماعی و مایوس کردن مردم که سیاست نظامست از اذهان پاک شود وبه اصول اصلی پرداخته نشود.
نزدیک به سی سال است تمامی درآمد مملکت از منابع زیرزمینی خوزستان هزینه انرژی هسته ای کردند چه نتیجه حاصل گردیده، سی سال فریاد زدیم نتیجه ستیز با جهان ره آوردی جز جنگ خانمانسوز در بر ندارد، اما کو گوش شنوا. حالا بجای نقد سیاست حاکمیت ومقصر شناختن حاکمیت که با اتخاذ سیاست ستیز ویرانی مملکت را فراهم نموده؛ در لوای تعریف وتمجید از اتحاد وهمدلی مردم در ایام جنگ بیهوده 12 روزه به تحلیلی های می پردازند که نظام و حاکمیت مورد تایید قرار می گیرد.
در این اوضاع وشرایط هم واصلا مسئله اعدام جوانان وسیاسیون ومحرومیت مردم بخصوص در شهرستانهای پیرامون برای آنان مهم ودارای اهمیت نیست، فعلا به فکر مرکز وجا باز کردن در دل حاکمیت مورد نظر است.
آیا این متفکران عزیز یک آن در فکر هستند که خود را جای مردم مستاصل قرار دهند و فرض کنند که در گرمای پنجاه درجه باید به تامین حداقلهای زندگی وهوای مطلوب برای خانواده باشند. ببنید چه فاجعه در مملکت در حال انجام است اصلا نیازی به حمله اسرائیل نیست، این مملکت و مردم با این سیاست ها به سمت سراشیبی سپق داده می شود؛ همین سیاست هر چه همدلی و وحدت ملی را از بین می برد.
چرا امروز بجای یقه گیری حکومت که با اتخاذ سیاست ستیز با جهان وسیاست امنیتی کردن فضای مملکت وپی گیری غنی سازی اورانیوم مملکت را بداینجا رسانده به تعریف وتمجید از مقاومت 12 روزه می پردازند امروز اتفاقا روز انتقاد شدید لحن از نظام است منتقدین عزیز نشسته در خارج و داخل و در هوا ودمای مطلوب وبا تامین حداقلهای زندگی به تحلیل جنگ دوازده روزه می پردازند وبه فکر مملکت ومردم نیستند که با این رویه اداره مملکت. آینده این مردم اضمحلال وفروپاشی است که با یک شیب تندی در سراشیبی سقوط افتاده است.
در پایان مثالی هست که می گوید شکم سیر چه داند آز گرسنگی وشکم خالی، یا سواره چه داند آز وضع پیاده. همه این تحلیل ها از سیری شکم است والا مردمی که زندگی خود را در این 45 سال از دست داده اند وبا اعمال سیاستهای نظام در همه احوال آن به خاک سیاه نشسته اند مقاومت دوازده روزه وهمدلی و وحدت برای آنها فقط شعار توخالی است. حدیث داریم که می گوید لامعاش لامعاد. فقر از درب خانه وارد شد ایمان از پنجره بدر می رود. متاسفانه باید اعلام نمود عملکرد نظام منفی و عملکرد اپوزیسیون هم منفی تر است. پروردگار بداد مملکت ومردم برسد.
سیدعبدالمجید الهامی
