و امروز در باره امپراطور ترامپ و رفتارش با سایر دولتها بحث میکنیم:
خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط:
ترامپ در عمل میگوید من توی دهن دولتها میزنم! علیرغم اینکه وی اعلام کرد که به کشورهای دوست، «دستور داده» و «فرمان داده» قوای خود را برای پیشگیری از شکست امریکا و اسرائیل به منطقه بیاورند، و ادعا کرد که « هماکنون تعداد بیشماری از آن ها در راه هستند»! ولی واقعیت این است که امروز بیش از پیش، بسیاری از بنگاههای رسانهای خبر میدهند که اتحادیه اروپا، بریتانیا، کانادا، چین، ژاپن، و… از راههای علنی و رسمی و غیرِرسمی اعلام کردهاند که خود را وارد تجاوز آشکار اسرائیل و امریکا به ایران نمیکنند. چرا که نمیخواهند که گناه این تجاوز و شکست بر حساب آنها هم نوشته شود.
یک امپراطور، امپراطوری لازم دارد! امپراطور باید پیوسته بر ابعاد این امپراطوری بیافزاید تا بتواند به سلطهگری ادامه دهد. یک امپریالیست باید یک قلمرویی داشته باشد که بر آن فرمانرایی کند، و آن را گسترش دهد، و منابع آن را چپاول کند. ولی امپراطورهای عصر ما، نه تنها نتوانستهاند قلمروهای گذشته را حفظ کنند، بلکه آن قلمروهای داشته را هم کمکم از دست داده و میدهند. رابطهُ بریتانیا و فرانسه و سایر کشورهای استعمارگر را، با مستعمرات خود، در چند سال اخیر شاهد بودهایم. ولی حالا نوبت امپراطوریای که امریکا و اسرائیل به خشونتگستری و سلطهگری مشغول هستند.
در بسیاری مواقع طرفهای درگیر در هر جنگی، جبهههای جنگ روانی را تشدید میکنند. همه طرفها ادعای پیروزی و یا دستآوزدهای فراوان هستند. ولی چند سوال را مطرح کنیم:
آیا نقشه، و یا حتی پیشبینی و انتظار امریکا و اسرائیل در شروع تجاوز به ایران این بود که یک جنگ طولانی را در پیش دارند و باید آماده باشند که آن را مدیریت کنند؟
آیا در تجاوز آنها در خرداد ۱۴۰۴ انتظار نداشتند که بعد از یکی دو روز بمبباران، و به قتل رساندن سران نظامی، و یا بعد از زدن دروازههای زندان اوین، و… مردم به خیابانها میریزند و رژیم سرنگون میشود؟ چنین اتفاقی نیافتاد!
آیا امریکا و اسرائیل فکر میکردند که با تجاوز و حمله بسیار سنگین به ایران(آدمیرال کوپر فرمانده کل قوا در ’خاور میانه‘ و ’خلیج عربی‘: میزان حملات روز اول به ایران، دو برابر تخریبها در حمله به عراق بوده!) ، و با زدن خامنهای و برخی سران رژیم، و… مردم به خیابانها میآیند و رژیم فرو میریزد و برای پهلوی فرش قرمز پهن میکنند!
حدود دو هفته از دومین تجاوز آشکار اسرائیل و آمریکا به خاک وطنمان در سال جاری میگذرد. در حالی که تزامپ در کنفرانسهای مطبوعاتی خود با استیصال از کشورهای اروپایی، ژاپن و چین و… التماس میکند تا برای بازگشایی تنگه هرمز به کمکش بیایند، شاهد فصلی نوین در تاریخ منطقه، و در دنیا هستیم. فصلی که در آن قدرتهای جهانی دیگر نمیتوانند مانند دوران ریگان، و بوش پدر و پسر، ائتلافهای بزرگ علیه ملتها راه بیندازند. این واقعیت در حالی است که گردنکشی های ترامپ را به بهانه شعار انتخاباتی خود «امریکا اول»، در دور دوم ریاست جمهوری وی بیش از دور اول شاهد بودهایم. در ظاهر، اهرم فشار تعرفهها و سایر زورمداریهای حکومت ترامپ، تمام دولتهای جهان را رام و مطیع خود کرده بود! ترامپ گفت(نقل به مفهوم):…به کشورهای دوست «دستور دادهام» که قوای نظامی خود را به منطقه اعزام کنند… وی همچنین مدتی پیش به خبرنگاران اعلام کرد که:…تعداد زیادی از کشورها قوای خود را فرستادهاند، که الان در راه است… ولی نه تنها تا کنون اثری از این ادعا دیده نشده، بلکه سران کشورها رسما اعلام کردهاند که تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران عملی غیرِ قانونی بوده است، و «این جنگِ ما نیست» و به وضوح گفتهاند کشور خود را در این عمل غیرِقانونی وارد نخواهند کرد.
نتانیاهو و ترامپ اصلا تصور نمیکردند که مردم ایران، علیرغم مخالفتهای عمیق و به حق با رژیم، در دفاع از میهن خود، مقاومتی قهرمانانه را به دنیا نشان دهند. آنها با این توهم به ایران حمله کردند که با اولین جرقههای جنگ، مردم به خیابانها میریزند و برای دستنشانده امریکا و اسرائیل فرش قرمز پهن میکنند. آنها با سوءاستفاده از نارضایتی مردم از رژیم و جنبشهای مردمی، سعی کردند «پهلوی» را به عنوان یک بدیل وابسته به ملت تحمیل کنند، اما نفهمیدند که برای ایرانیان، حق ذاتی استقلال یک و ارزشی متعالی است که در فرهنگ تاریخی چند هزار سالهُ آنها نهادینه شده. مردم ایران، علیرغم تمام انتقادات بهحق به ساختار قدرت داخلی، هرگز نمیپذیرند که یک افسر خارجی یا یک مهرهی وابسته که دههها و فرسنگها دور از درد این مردم، با پولهای دزدیده شده از این مردم، خوشگذرانی کرده، بر آنها حاکم شود.
برای ریشهیابی جنگهای امروز، باید اول بهخود یادآور شویم که جنگ روانی مادر همه جنگها است! و سپس باید به عقب برگردیم تا ریشهی این دشمنیها را درک کنیم.
یکی از پایگاههای مهم بلوک غرب در «جنگ سرد» ایران بود که که حتی با روسیه شوری، خط مرزی وسیعی داشت. انقلاب ایران، مهرهُ بسیار مهم غرب، پهلوی را که با کودتای مرداد ۱۳۳۲ دوباره به قدرت رسانده بود، برانداخت. این براندازی در افکار عمومی دنیا بهقدری باارزش و والا بود که نه تنها امریکا، بلکه بسیاری کشورهای دیگر هم از پیآمدهای پذیرفتن خانواده پهلوی در خاک خود، و اعتراضات مردم خود هراسناک بودند. از همان ابتدا، غرب، بهخصوص امریکا، و رژیمهای دستنشانده در منطقه جنگ روانی علیه ایران و ایرانیان و انقلاب را آغاز کردند. در این وادی، اسرائیل بیش از سایر کشورهای دنیا نقش داشته است. بیثباتیسازیها و خشونتگستریها، با انواع و اقسام طرحها و نقشهها، از جمله دادن پول و اسلحه و تعلیمات به افراد و احزاب مختلف به خصوص در مناطق مرزی ایران.
در سطح کلان، گروگانگیزی کامندان سفارت امریکا در ایران، بزرگترین بحران در شروع این بیثباتیسازیها بود. تحقیقات و اسنادی فاش شده که نشان میدهد جریان گروگانگیری در اوان انقلاب، نه یک حرکت صرفاً دانشجویی، بلکه طرحی از جمله توسط راکفلر، کیسینجر و اشرف پهلوی بود تا با بدنام کردن و تخریب انقلاب ایران در افکار عمومی جهان، مانع از صدور پیام رهاییبخش آن به دیگر ملتهای تحت سلطه در منطقه و در دنیا شوند. قدرتها توانستند مفهوم «انقلاب» را از معنای واقعی تهی، و به آن معانی عکس آنرا را بدهند.
از تجاوز خرداد ۱۴۰۴ تا کنون ترامپ و شرکا بارها ادعا کردهاند که تأسیسات هستهای و نظامی ایران را کاملا نابود و محو کردهاند. اما اگر چنین است، چرا باز هم با بمبهای سنگین به مناطق هستهای حمله میکنند؟ چرا هنوز با هراس از امنیت پایگاهها و تاسیسات نظامی و ناوهای امریکا، و رژیمهای دستنشانده و وابستهٌ خود در منطقه سخن میگوید؟ خبرها از تلاشهای استیو ویتکاف نماینده ترامپ، برای تماس با مقامات ایرانی و بیمحلی و عدم دریافت پاسخ، گویای چه واقعیتهایی است؟
حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریمهای بیسابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطندوست ایرانی بوده و هستند که زیرساختهای دفاعی کشور را ساختهاند. تواناییهای ما امروز نه صرفاً در موشکها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی میجنگند. یعنی همان تجربهای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود.
ما در دورانی پر از التهاب برای گذار از سرنوشت فاجعهآمیز فعلی، به وضعیتی خوب و خوبترهستیم!
راه حل عملی برای رهایی از بحرانهای فعلی، فعالتر شدن در ساختن ایرانی دموکراتیک، با حقوقمداری و خشونتزدایی است. راه حل فقط و فقط در «من» و «تو» و «ما» است! این فعالتر شدن ما، نباید به زمان آینده موکول شود! باید الان، و هرچه زودتر عمل کرد! عمل کردن مستقلانه با روشهای خشونتزدا و حقوقمدار! باید هر چه زودتر و هر چه بیشتر در نفی و محکوم کردن مراجعه به قدرتها بکوشیم تا بعد از جنگ و در جنبش بعدی، قدرتها باز هم با وارد کردن مهرههای خود، جنبشهای اعتراضی ما را از جوشش نیاندازند و خنثی نکنند.
راه رهایی ما نه در دستان ترامپ و نتانیاهو است، و نه در گروی بازگشت به استبداد وابستهی گذشته توسط وابستگان و دریوزگان، و نه در اختیار رژیم حاکم بر میهن. بلکه درست بر عکس، منشا همه خشونتها از قدرتها بوده و هست و خواهد بود!
پیام و دعوت انقلاب را بشنوم:
پشت به قدرت (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) و روی به ملت (همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)
در روز ۱۱ مارچ ۲۰۲۰، سازمان بهداشت جهانی، پاندمی شدن کووید۱۹ را رسما اعلام کرد
در آن دوران خطیر، هر کسی که ماسک زد، و دستهایش را شست، و فاصلهگیریهای اجتماعی را رعایت کرد، و… در کاهش خطرات پاندمی، و کاهش مرگ و میر، و کوتاه کردن زمان آن، موثر بود، به سهم خود و به نوبه خود!
در پاندمی خشونت، هر کسی میتواند در خشونتزدایی و مدیریت خشونت موثر باشد، به سهم خود و به نوبه خود!
ایرانِ امروز، علیرغم زخمهای ناشی از بمباران و تحریم، همچنان ایستاده است. وظیفه ما در این لحظات حساس، حفظ بافت اجتماعی، کمک به آسیبدیدگان و پافشاری بر حق تعیین سرنوشت بدون دخالت قدرتها است. ما توانا هستیم، به شرط آنکه به قدرت لایزال ملت و حقوق ذاتی خود باور داشته باشیم.
هدف سلطهسالاران:
بعد از تحقیر ایرانیان، و خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن، تکهپاره کردن ایران!
