قطع سراسری اینترنت در ایران وارد چهلوهشتمین روز خود شده و اکنون، بیش از ۱۱۰۰ ساعت از خاموشی دیجیتال کشور میگذرد.
گستردگی و پیچیدگی پروژه قطع اینترنت در ایران، آن را به یکی از مبهمترین اقدامات حکومت در سالهای اخیر تبدیل کرده است. این در حالی است که ابعاد فنی و جزئیات تکنیکی دو برنامه مناقشهبرانگیز رژیم ایران از جمله برنامهاتمی و موشکی، امروزه تا حد زیادی روشن شده است. در خصوص برنامه تسلیحاتی از جمله ساخت پهپادها نیز اطلاعات بسیاری در دسترس است و گزارشهای فراوانی منتشر شده است.
با این همه، شیوهای که حکومت با کمک آن، اینترنت کشور را به شکلی سراسری قطع میکند، تا حد زیادی مبهم و ناشناخته باقی مانده است. بخش عمده این ابهام، به این واقعیت بازمیگردد که چنین پدیدهای در سراسر جهان، بیسابقه و غیرعادی به شمار میرود.
طبق برآوردها خسارت روزانه خاموشی اینترنت برای اقتصاد ایران، به طور مستقیم ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار و با در نظر گرفتن خسارتهای غیرمستقیم، روزانه ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار است. کمتر کشوری را در جهان میتوان یافت که حکومت مستقر در آن، به صورت عامدانه دسترسی شهروندان به اینترنت را مسدود کند و چنین خسارتی به اقتصاد کشور تحمیل کند.
حتی در شرایط جنگی یا بحرانهایی نظیر کودتا، تنها کشورهای محدودی در جهان از جمله سودان و یمن و گابن بودهاند که دست به اقدام مشابهی زدهاند و البته ابعاد و گستردگی هیچ کدام از این موارد، مانند وضعیت کنونی ایران نبوده است.
در جریان جنگهای بزرگ اخیر از جمله جنگ میان روسیه و اوکراین یا جنگ اسرائیل در غزه نیز هیچ گزارشی از خاموشی عامدانه اینترنت دیده نمیشود.
در ایران اما قطع اینترنت به رویه ثابت و قابل انتظار تبدیل شده و هر بار، چه در جریان اعتراضات دی۹۶ و چه آبان ۹۸ و پس از آن در جریان جنگ ۱۲ روزه (خرداد ۱۴۰۴)، حکومت اقدام به قطع گسترده اینترنت جهانی کرد. با این حال، آنچه اکنون در ایران میگذرد، حتی در مقایسه با موارد پیشین قطع اینترنت کشور، بیسابقه است.
قطع اینترنت، پروژهای عظیم با همکاری نهادهای امنیتی و مهندسان سایبری
ژوزپ میکل ژورنت، مدیر بخش تحقیقات و استاد برق و مهندسی کامپیوتر دانشگاه نورتایسترن آمریکا و مدیر موسسه اینترنت اشیاء به دویچه وله فارسی میگوید: «خاموشی حال حاضر اینترنت در سال ۲۰۲۶ را میتوان پیچیدهترین موردی دانست که تاکنون شاهدش بودهایم. این وضعیت نشاندهنده گذار از صرفا قطع کردن اینترنت کشور، به استفاده از یک سامانه بسیار مهندسیشده و لایهبندیشده است.»
او میگوید: «برای درک اینکه این کار از نظر فنی چگونه اجرا میشود، باید به ساختاری نگاه کنید که آنها طی سالها ساختهاند. برخلاف کشورهای غربی با شبکههای بسیار غیرمتمرکز، ایران بر پایه یک مدل گلوگاه متمرکز در ترکیب با یک شبکه دولایه عمل میکند.»
این متخصص اینترنت در پاسخ به این پرسش که چه زیرساختها و چه سازوکارهایی این خاموشیها را در مقیاس ملی ممکن میکنند میگوید: «تمامی دادههایی که وارد ایران میشوند یا از آن خارج میشوند باید از نظر فیزیکی و منطقی از درگاههای بینالمللی تحت کنترل دولت عبور کنند، که عمدتا تحت کنترل شرکت ارتباطات زیرساخت (TIC) قرار دارند. از آنجا که دولت این شیر اصلی را در اختیار دارد، میتواند در لحظه، جریان داده خارجی را در تمام ارائهدهندگان خدمات اینترنتی تجاری و اپراتورهای تلفن همراه بهطور همزمان قطع کند.»
آنچه روشن است این است که انجام چنین پروژهای بیتردید حاصل مشارکت هزاران نفر و نیز همکاری بخشهای زیادی از نهادهای امنیتی حکومت است. اینترنت، کلید قطع و وصل ندارد که به سادگی بتوان آن را روشن و خاموش کرد.
پیش از این، انگشت اتهام عمدتا به سوی شرکت ابرآروان بود. با این حال این شرکت، همواره اتهامات واردشده علیه خود در خصوص نقش داشتن در قطع، محدودیت و فیلترینگ اینترنت را رد کرده و مدعی شده است که امکان مداخله در اینترنت ایران را ندارد.
با این حال ابرآروان تنها شرکتی نیست که در پروژه خاموشی دیجیتال ایران نقش داشته است. شاید بتوان گفت که این شرکت تنها یکی از شرکتهای طرف قرارداد حکومت ایران بوده که به دستیابی رژیم به شبکه ملی اطلاعات و آمادهسازی زیرساختهای شبکه برای قطع اینترنت جهانی کمک کرده است.
البته این ابدا به معنای آن نیست که ابرآروان، اینترنت ایران را قطع کرده است. به بیان ساده، میتوان گفت که ابرآروان با کمک به پروژه “ابر ایران” شرایطی را فراهم کرده که حکومت ایران هر زمان که نیاز داشته باشد بتواند با هزینه و دردسر کمتری اینترنت را قطع کند؛ به عبارتی این شرکت نقش رانندهای را داشته که به صورت مستقیم در قتل مشارکت نداشته، اما به رغم آن که طبیعتا از قصد قاتل آگاه بوده، او را به محل قتل رسانده تا فرد قاتل بتواند مرتکب جنایت شود.
ابرآروان به درستی اشاره میکند که صرفا به ارائه خدمات ابری میپردازد و این جرم نیست، اما اشاره نمیکند که “زیرساخت نویان ابرآروان” این کار را نه در کشورهایی چون سوئیس یا فنلاند، بلکه در همکاری با حکومتی انجام داده که قصد داشت با راهاندازی شبکه ملی اطلاعات، مردم کشور را ایزوله و اطلاعات را درون مرزها حبس کند. در واقع ابرآروان کاری کرد که حکومت در زمان اعتراضات، با زحمت بسیار کمتری بتواند اینترنت را قطع کند.
مدل گلوگاه متمرکز در ترکیب با یک شبکه دولایه
عواملی که در طراحی و مدیریت پروژه قطع اینترنت در ایران نقش داشتهاند تا کنون تا حد زیادی ناشناخته باقی ماندهاند. این موضوع، همچنان روشن نیست که چگونه عوامل اجرایی برنامهای تا این حد گسترده که بیتردید با مشارکت هزاران نفر پیش رفته، ناشناس باقی ماندهاند. با این حال، بخشی از شیوهای که آنها در خاموشی دیجیتال ایران به کار گرفتهاند تا حدودی مشخص است.
پروفسور ژورنت، استاد مهندسی کامپیوتر دانشگاه نورتایسترن آمریکا، به دویچه وله فارسی میگوید: «دولت یک اینترانت داخلی موازی به نام شبکه ملی اطلاعات (NIN) را اداره میکند. این معماری دولایه به این معناست که آنها میتوانند دسترسی به اینترنت جهانی را قطع کنند در حالی که بانکداری داخلی، شبکههای بیمارستانی و خدمات دولتی داخلی را فعال نگه میدارند. این موضوع بهطور قابل توجهی آسیب اقتصادی به خود را در زمان خاموشی کاهش میدهد و به آنها اجازه میدهد خاموشی را به مدت هزاران ساعت حفظ کنند.»
او با اشاره به تفاوت خاموشی اخیر، با موارد پیشین قطع اینترنت میگوید: «دادههای اخیر پایش شبکه در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که در سازوکار آنها یک تحول مهم رخ داده است. بهجای صرفا حذف اعلانهای مسیریابی پروتکل دروازهای مرزی (BGP) برای ناپدید شدن از وب جهانی، آنها بهطور گسترده از فیلترینگ در لبه شبکه و بازرسی عمیق بستهها (DPI) استفاده میکنند. این کار به آنها اجازه میدهد بستههای داده را بررسی کنند و در حالی که مسیرهای فیزیکی واقعی را دستنخورده نگه میدارند، بهصورت دقیق ترافیک بینالمللی را مسدود کنند.»
دوبچه وله فارسی
