اتحاد و استقامت، تنها راه برون رفت ایران از کابوس ولایت فقیه
نظام مذهبی و واپس گرای ولایت فقیه پس از چهل و هفت سال حکومت خودکامه و غیر پاسخگو بر ایران ما، برای سومین بار کشور را به گراداب جنگی ویرانگر کشانده و مردم بی دفاع غیر نظامی و زیر ساختهای حیاتی کشور را در معرض بمبارانهای وسیع و تلفات انسانی گسترده از سوی آمریکا و اسرائیل قرار داده است.
مسیری که به این نقطه ی خطر ناک برای استقلال و موجودیت ایران رسید با کودتای انگلیسی – آمریکایی۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که دولت مردمی دکتر محمد مصدق را سرنگون ساخت آغاز شد و وابستگی ایران را طی یک ربع قرن بعد از آن به همان دو قدرت استعماری موجب گردید.
در آن مدت شاه بامشتی آهنین بر کشور فرمان راند و همه ی تضمین های مندرج در قانون اساسی مشروطه در ارتباط با تشکیل آزادانه ی احزاب و جمعیت های سیاسی و انتخابات آزاد در عمل لغو شد. دو حزب فرمایشی «ایران نوین» و «مردم»که در ۱۳۵۲ جای خود را به حزب واحد رستاخیز دادند و یک دستگاه مخوف و محرمانه ی خبرچینی به نام «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» به یاری آمریکا و اسرائیل بدون پاسخگویی به هیچ مرجع قانونی در کشور فعالیت خود را آغاز کرد . اکنون با وجود گذشت ۴۷ سال از سرنگونی نظام سلطنتی هنوز دامنه ی فعالیت های پشت پرده ی آن دستگاه به طور کامل ناشناخته مانده است.
پس از انتخاباتت ۱۹۷۴ در آمریکا و پیروزی نامنتظر جیمی کاراتر ازحزب دموکرات با شعار احترام به حقوق بشر و اعلام ظاهری فضای باز سیاسی در ایران از سوی شاه ، ناگهان هیمنه ی دستگاه سرکوب او نیز سست شد و فرو پاشی تدریجی آن با وجود سفرجیمی کارتر به تهران و توصیف ایران به عنوان «جزیره ی ثبات» آغاز گردید.
در این خلال آیت الله خمینی که پس از نا آرامی های ۱۳۴۲ به ترکیه تبعید و از آنجا خود را به عراق رسانده بود باردیگر فعالیت سیاسی اش را از سر گرفت. از حدود یک سال پیش از سرنگونی شاه تظاهرات هواداران او نیز در ایران گسترش یافت و به زنجیره ای از قتل ها و برپایی مراسم چهلم آن حوادث انجامید که تظاهرات تاسوعا نقطه ی اوج آنها بود. آتش سوزی عمدی سینما رکس آبادان که تاثیر بزرگی در رویگردانی مردم از نظام حاکم به جا گذاشت، در همین فاصله روی داد. در این مرحله شاه دیگر روحیه ی خود را به طور کامل باخته و برای خروج از کشور ثانیه شماری میکرد، به ویژه آنکه سفیران آمریکا و انگلیس نیز در پشت پرده او را به تسریع در این کار تشویق می کردند. پس از فشار تهران به بغداد برای اخراج آیت الله خمینی از عراق، دولت صدام حسین سرانجام آن درخواست را اجابت کرد و آیت الله پس از مخالفت کویت با ورود او به آن کشور ، به کمک بنی صدر و یزدی و قطب زاده وارد فرانسه شد و در نوفل لو شاتو در حومه ی پاریس اقامت گزید. در این فاصله دولت ۳۷ روزه ی شاپور بختیار به سبب فضای نامساعد و بویژه اعلام بی طرفی ارتش، کنترل خود را بر اوضاع از دست داد و آیت الله خمینی پیروز مندانه وارد ایران شد. از آن پس آنچه را بر مردم و کشور ما گذشته باید مراحلی از کابوس سیاه و پایان نا پذیر ولایت فقیه به شمار آورد که برای ایران ما ارمغانی جز حذف ابتدایی ترین آزادی های مدنی، اعدام های جمعی و فردی، وضع پریشان اقتصادی و قطع رابطه با جهان متمدن و پیشرفته،جنگ هشت ساله با عراق و دورشته جنگ با اسرائیل و آمریکا -که دومین آن هم اکنون در جریان است – ارمغانی نداشته است.
در این خلال با بمباران های وسیع و پر دامنه ی آمریکا و اسرائیل آسیب های گسترده ای به زیرساختهای کشور وارد شده و شمار بزرگی از هم میهنان ما در نقاط گوناگون جان خود را از دست داده اند. پس از کشته شدن آیت الله خامنه ای و انتخاب شتاب زده ی مجتبی فرزندش توسط شورای نگهبان به جای وی چگونگی اداره ی کشور به طور مشخص روشن نیست، چون مجتبی خامنه ای هنوز در اختفا به سر می برد و هیچ اطلاع رسمی نیز باره ی کسانی که عملا در تصمیمات روز مره ی کشور مداخله دارند صادر نشده است. دونالد ترامپ٫رئیس جمهوری آمریکا که درهماهنگی با بنیامین نتانیاهو برای جنگ تصمیم می گیرد خواستار تسلیم بدون قید و شرط ایران شده است، پس از جواب رد تهران در سخنان دوشنبه شب ۲ آوریل خود اعلام داشت که جنگ تا چند هفته ی دیگر هم ادامه خواهد داشت.
هیچیک از کشورهای عضو اتحادیه ی اروپا تا کنون به جنگ نپیوسته اند و این امر انتقاد شدید آقای ترامپ را از آنها به دنبال داشته است. روسیه و چین با وجود خودداری از موضع گیری رسمی، گفته می شود که در رساندن اطلاعات حساس به جمهوری اسلامی ایفای نقش می کنند.
به هر حال، جنگ کنونی آخرین مرحله از کابوس بلند استیلای جمهوری اسلامی بر مقدرات کشور ماست که اکثریت قاطع ایرانیان برای پایان گرفتن آن ثانیه شماری می کنند . ولی این آرزو جز در پرتو اتحاد و استقامت عملی و سازمان یافته به تحقق نخواهد پیوست.
ملک الشعرای بهار نیز چندین دهه پیش در سرود معروف خود سرود :
«جز اتحاد و جز استقامت، وطن علاجی دگر ندارد.»
