هدف از مطالعه تاریخ شناخت رویدادها پیش امده است. در اینجا سره از ناسره بازشناسی می شود تا دوباره ناسره تکرار نشود و بر مبنای سره امور پیش رود.
بر همین مبنا بنا به گفته ولتر که می گوید: “ملتی که تاریخ خود را نداند محکوم به تکرار آن است.”
یا فردوسی می گوید:
“آن کس نیاموخت از روزگار نیاموزد از هیچ آموزگار.”
باید از رویدادهای تاریخی آموخت تا مجبور و محکوم به تکرار آنها نشد.
رویدادهای امروز مملکت ما در عدم شناخت تاریخ خود است. به صراحت باید گفته شود، با توجه به اتفاقات تاریخ معاصر و حتی همین مسائل جاری نشان می دهد هیچ آموختنی نزد ایرانیان وجود ندارد و امور بر سیاق و سیکل سابق جاری است.
تحلیل رویدادهای تاریخ این سرزمین و امور جاری آن باید با بیان انتقادی شدید مواجه شود. همه امور و رویدادهای تاریخی را به تیغ برآن تاریخ باید سپرد. وقایع تاریخی با توجه به ماهیت ان یک پدیده پوزویتسی است و با توجه به اینکه علم تاریخ سیال است و با هر کشف جدید از منابع به تحلیل جدیدی تر می رسد. خیلی از امور تاریخ و داده های ثابت با کشف مدارک یا المان جدید تغییر کرده و خیلی از ثوابت تاریخ گذشته زیر رو می شود.
حال با توجه به اصل مهم تغییر که در قاموس همه باید باشد. بر مبنا آزاد اندیشی و بیان باید بگویم اصل آزادی حق اظهارنظر و آزادی بیان اصل اساسی و با هیچ قدرتی از بین نمی رود. با این اساس مهم باید نقد را پیشه کرده و تاریخ مملکت را مورد نقد قرار دهیم.
تاریخ ایران این را به ما اموخته هروقت که جنبشی بر مبنای ملی گرای واقعی و آزاداندیش بوده و دور از استبداد و فرد گرای و دست به عمل جمعی زده به تحولات عظیم مثبتی رسیده است. بهترین نمونه تحولات نهضت مشروطه و نفت است.
جنبشی که با مطالبه صنفی و عدالت طلبانه شروع و بر خواست ملی گام برداشت چگونه بوسیله دو گروه فرصت طلب مانده در تاریخ عقب ماندگی ودیکتاتور گرا، یکی حامیان نظام حاکم پیشین و یکی عوامل نظام فعلی همانند دو لبه قیچی نهضت ملی گرا آزادیخواه مردم ایران را بریده و در نطفه خفه و برخورد خشنی را بوجود آوردند که خواست مردم نبوده است.
این امر پیش نیامد مگر به واسطه گروهی که از تاریخ نیاموخت و می خواست با گرته برداری از تحولات انقلاب ۵۷ و با تقلید از همان شعارهای ۵۷ دست به یک سزارین دروغین بزند و انقلاب در ایران راه بیاندازد. انقلابی که پایه آن ریخته نشده پراکنده شد و نهضت مردمی را به مسلخ و مذبحه آماده شده از قبل حاکمیت کشاند و سرکوب شد. این عمل عامدانه بود و به این حرکت دامن زده شد.
امید است در پی تحولات آینده و با درس گرفتن از رویدادها و تحلیل داده ها دست به اقدامات ملی و آزادی و عدالت خواهانه زده و عمل شود و از حرکتهای رادیکالی و تندروی و خشونت طلب دوری شود و به خواسته های معقول اقدام گردد، که هزینه سختی به مردم این مملکت زجر کشیده بیش از این وارد نشود. با حرکت آرام و عاری از خشونت، خیابان که مالکیت آن اذان مردم است به حکومت واگذار نشود.
سیدعبدالمجید الهامی
