✍️🔺اخیرا مرتضی الویری، از مدیران سابق جمهوری اسلامی، در برنامهای از مدل گذار به سبک اسپانیا برای ایران سخن گفته و آن را مطلوب دانسته است؛ در حالی که این مدل گذار، مطلوب مدیران سابق و فعلی جمهوری اسلامی یا مسئولان ارشد هر رژیمی دیگری است که در فساد یا سرکوب نقش داشتهاند. از منظر معیارهای عدالتمحور و متناسب با یک گذار واقعی، مدل اسپانیا اصلاً نمونهای موفق و الگویی شایسته محسوب نمیشود
🔺مهمترین بخش گذار از جمهوری اسلامی یا هر نظام استبدادی و غیردموکراتیک، نحوهی مواجهه با جنایتکاران، فساد و فاسدین، نقض حقوق بشر و بیعدالتیهای ساختاری گذشته است. این مسئله به عدالت انتقالی مربوط میشود که پایهی اصلی جایگزینی یک نظم جدید مبتنی بر آزادی، دموکراسی و عدالت است.
🔺موضوع عدالت انتقالی در گذار اسپانیا از دیکتاتوری فرانکو به دموکراسی، بسیار بحثبرانگیز و متفاوت از سایر نمونههای گذار مانند آفریقای جنوبی، آرژانتین یا شیلی است. در اسپانیا، برخلاف بسیاری از کشورها، مدل غالب عدالت انتقالی نه بر مبنای محاکمه و مجازات، بلکه بر پایهی فراموشی، معاملهی سیاسی، فقدان حسابرسی قضایی و سانسور حقیقت تاریخی شکل گرفت.
🔺عدالت انتقالی مجموعهای از راهکارهای حقوقی، سیاسی و اجتماعی است که کشورها در دورهی گذار از دیکتاتوری، جنگ یا خشونت ساختاری به سمت دموکراسی برای اهداف زیر به کار میبرند:
-احقاق حقوق قربانیان
-رسیدگی به جنایتها و نقض حقوق بشر
-حقیقتیابی، جبران خسارت و اصلاح ساختارها
🔺ابزارهای رایج عدالت انتقالی عبارتاند از:
-محاکمه و مجازات مسئولان نقض حقوق بشر
-کمیسیونهای حقیقتیاب
-بازسازی نمادها و یادمانهای قربانیان
-اصلاح نهادهای دولتی
-جبران خسارت قربانیان
🔺اما در اسپانیا پس از مرگ فرانکو، عدالت با مدلی خاص به نام «فراموشی» ذبح شد. این مدل حاصل توافقی نانوشته بین جریانهای مختلف از جمله محافظهکار و نظامی، و در واقع بین سران رژیم سابق و حاکمان بعدی بود. هدف آن پرهیز از باز کردن پرونده فسادها و جنایات گذشته، عدم پیگرد قضایی عاملان، حفظ ثبات سیاسی، جلوگیری از تنش و حرکت تدریجی و کنترلشده بهسوی دموکراسی بود.
