در مبارزه محمدشاه قاجار با انگلستان، به طور عمده در قالب مسئله هرات نمود پیدا کرد. این مبارزه بیشتر از آنکه به یک رویارویی نظامی تمامعیار تبدیل شود، شامل فشارهای دیپلماتیک، تهدیدات نظامی و در نهایت، عقبنشینی حکومت قجر تحت فشار انگلستان بود.
زمینههای درگیری:
اهمیت استراتژیک هرات: هرات از دیرباز دروازه هند محسوب میشد و برای انگلستان، که نگران نفوذ روسیه به سمت شرق و تهدید هندوستان بود، از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار بود. انگلیسیها هرات را خط مقدم دفاعی خود در برابر پیشروی روسیه میدانستند.
ادعای حاکمیت ممالک محروسه بر هرات: از عهد امپراطوری صفویه که در قرن دهم شکل گرفت همواره هرات جزئی از قلمرو تاریخی صفویه و ولیعهدنشین بود و در زمان محمدشاه قاجار، تلاش برای بازپسگیری این شهر که حاکمان آن از عهد سردار احمدابدالی موسس کشور افغانستان و سردار نادرشاه افشار به نوعی بطور مستقل دولت و حکومت تشکیل داده بودند، در این عهد بعلت اختلافات درونی در بین آنان بوجود آمد به تحریک نظام تزاریسم روسی در دستور کار قرار گرفت.
رقابت روسیه و انگلستان (بازی بزرگ): در این دوره، روسیه و انگلستان درگیر “بازی بزرگ” (The Great Game) برای نفوذ در آسیای مرکزی و فلات ایران بودند. هرگونه پیشروی یکی از قدرتها به معنای تضعیف موقعیت دیگری تلقی میشد. بعد از جنگ های ایران و روسیه و تمایل روسیه به حرکت به سمت هندوستان و همچنین تمایل انگلستان به ورود به مرزهای جنوبی روسیه سیاست دو دولت مزبور اینگونه شکل گرفت که برای حفظ مناطق استعماری خود و جلو گیری از تصادم با همدیگر دست به ایجاد منطقه حائل مابین خود زدند. وجود مملکت ایران در قرن 19 محصول این سیاست بوده است.
تمایل محمدشاه به نزدیکی با روسیه (و کمک روسیه به او برای رسیدن به سلطنت) از جمله این سیاست بود که نگرانیهای انگلستان را تشدید کرد. محمد شاه با هدف احیای حاکمیت امپراطوری قاجار بر هرات، با سپاهی بزرگ (حدود ۸۰ هزار نفر) به سمت این شهر لشکر کشید و آن را محاصره کرد. او شخصاً فرماندهی این سپاه را بر عهده داشت. او البته دنباله عمل و سیاست پدرش عباس میرزا گرفت که در حین لشکر کشی به هرات در بین راه و در مشهد بعلت قولنج کمر فوت کرد
سایر موارد مواجهه:
ممنوعیت تجارت برده در خلیج فارس: انگلستان که به دنبال مقابله با تجارت برده بود، بر نظام قاجار فشار آورد تا این تجارت در خلیج فارس ممنوع شود. محمدشاه در ابتدا به دلایل فقهی مخالفتهایی داشت، اما در نهایت مجبور به پذیرش این خواسته شد.
حمایت از شورشهای محلی:
انگلستان همچنین از شورشهای برخی خانهای خراسان علیه حکومت مرکزی پشتیبانی میکرد تا نفوذ خود را در این منطقه افزایش دهد و مانع از استقرار کامل حاکمیت خاندان قاجار بر فلات ایران و بر نواحی شرقی شود.
بنابرین با این سیاست، انگلستان درصد بود تا سیطره روس بر فلات ایران را کمتر و ضعیف نماید و با ایجاد بلاهای متعدد محلی همانند قیام و شورشهای شاهزادگان قجری در فارس و آقاخان محلاتی اسماعیلی و محمدتقیخان چهارلنگ بختیاری که آنها را در راستای سیاستهای خود به عملگی خویش درآورد. البته یک بلوای دیگر هم در مرکز فلات یعنی اصفهان بوجود آورد که در کنار آن بلاهای دیگر قرار گرفت یعنی اعمال خود سرانه سید جعفر شفتی که. دم و دستگاهی جداگانه از دولت مرکزی در اصفهان بوجود آورد.
در نتیجه در آوایل بر آمدن حکومت قاجار مرزهای مشخصی که نشان دهد یک دولت فراگیر باشد نبود از طرفی در اروپا از قرن 17 دولت های مشخص با مرز و مرکزیت مشخص بوجود آمده و در قرن 19 بعد از تشکیل گنگره وین در سال 1815 بود که دولت ها مستقل تشکیل گردیدند بنابرین در فلات ایران تا حاکمیت ناصر الدین شاه دولت مشخص با مرزها معلوم و ثابت و ترسیم تنظیمات دولت وجود نداشته است. که بخواهیم به آن کشور ایران بگویم تا نظریه تجزیه ایران از آن خارج شود. تازه در نیمه دوم حکومت ناصرالدین شاه است که مفهوم حکومت ملی بنام ممالک محروسه در فلات ایران شکل می گیرد. که بحث جداگانه ای می طلبد.
سید عبدالمجید. الهامی
