هر سخن جایی و هر نکته یا نقطه مکانی دارد.
پهلوی دیکتاتور بوده؟ پس همان زمان باید مبارزهای درست و درمون میکردیم. اگر نکردیم، بلد نبودیم، جسارتشو نداشتیم یا به هر دلیل نشد و دیگران بهتر از ما بلد بودن و طی مبارزه با پهلوی، ما را به حاشیه فرستادن، پس دورانِ نابلدی خود را رها کنیم و سعی کنیم حالا کاربلد باشیم، حالا دقیق باشیم و سوراخ دعا را دیگر گم نکنیم.
روزی که باید صدای عقب نشینی پهلوی را که به ما پناه آورده بود میشنیدیم نشنیدیم و فقط شعار “تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود” را سر دادیم و امروز که این رژیم در حال کفن کردن همه ماست، بجای آنکه فقط به فکر کفن کردن این رژیم باشیم، تا یک ملت کفن نشود، هی یاد نیمقرن پیش میافتیم.
بقول دوستی دیگران با ابراز زرنگی! در فکر “تاکتیک” زدن به خمینی بودند اما وی به همه آنان “استراتژی” زد.
در هر زمان باید تحلیلی درست از توازن نیروها داشت. ارزیابی صحیح از توان خود، رقیب، دشمن داخلی و خارجی…
همیشه در حسرت گذشته بودن، ما را عقب میاندازد به انحراف میاندازد و یا نفرت پراکنی از یک ایده یا فرد خاص فقط ما را مشغول سرگرمی میکند تا امروزمان به تاراج رود.
رویا! خوب است ولی جای واقعیتِ امروز را که بگیرد هم گذشته را در فرداروز باختیم هم حال را، هم آینده را… پس حرف دیروز را باید همان روز میزدیم. اگر نزدیم چون بلد نبودیم بهتر است آن روزگار نابلدی خود را فراموش کنیم.
مشکل اساسی ما برای پیروزی بر تضاد اصلی ما چیست؟ جز سازمان نداشتن؟ جز متفرق بودن؟ جز در دعوای حیدری نعمتی ماندن؟
ما امروز نمیتوانیم مقصر در این رژیم را ساقط کنیم، یا حتا معزول، چه سودی دارد اثبات کردن مقصر دیروز؟ آیا ما در جامعهای دموکراتیک زندگی میکنیم که با نشان دادن مقصر وضعیتِ دیروز، انتخابات امروز را از رقیب ببربم؟
ما در حال جنگ با یکی از جنایت کار ترین و بدخو ترین حکومتهای استبدادی در تاریخ هستیم نه در انتخاباتی اروپایی که افشاگری آرای ما را زیاد کند. ما نیاز به آرا نداریم، نیاز به یار داریم.
افشاگری از جمهوری اسلامی دیگر عقبافتاده شده چه برسد از رژیمهای قبل آن، همچنین ما ملی مصدقیها نیازی به اثبات خود در دموکرات بودن، حقوق بشری بودن، سکولار بودن نداریم، پس بکوشیم برای متمرکز شدن روی مبارزهای هرچه گسترده و سازمان یافته…
با مهر
*رضا مقدم*
۳۱ می ۲۰۲۵
۱۴۰۴ – ۳ – ۱۱
