در این نوشتار سعی بر آن بود تا قرائت های بدیل حتی در حد حدس را مبرز سازد تا با فاصله گرفتن از روایت های تکراری و مسلط راه برای تحلیل های متفاوت هموار شود.
۱, به نظر میرسد اولین بار اندیشه ایرانشهری توسط دکتر سید جواد طباطبایی بکار رفته باشد.
۲,عنوان ایرانشهر(Eranshahr) در متون کتیبه ای وکتابی دوره ساسانی گفته میشود بکار رفته نه مختص کشور یا سرزمین یا نظام خاصی بوده و پیش از آن عناوین دیگری برای نام سرزمین ایران کاربرد داشته است.
۳, حاکم حکیم. این مفهوم در رساله جمهوری طرح می شود.
۴,برای نمونه ن.ک: آرای استفان پانوسی در کتاب” تاثیر فرهنگ و جهانبینی ایرانی بر افلاطون” و دکتر فنح الله مجتبایی در کتاب “شهر زیبای افلاطون و شاهی آرمانی در ایران باستان”.
۵,ذاتی نظیر فرّ و نژاده بودن
۶,اکتسابی هم مانند تربیت،خردمندی و عدالت وشجاعت که مطابقت دارد با فضایل چهارگانه افلاطون در باب فیلسوف شاه.
۷,موضوع جالب توجه در این، اینکه از قضا خاندان های باصطلاح اشکانی خود را نژاده ومحق سلطنت میپندارند. تلاش وتوفیق البته ناکام بهرام چوبینه گواهی برای این مدعاست.
۸,مشکل اصلی فقدان منابعی دیگر است که این فرضیه را تقویت کنند. از جمله دلایل پارادایم شدن این نگاه، چیرگی روایت ناسیونالیستی در تمام ادوار تاریخ ایران است.
قابل توضیح است که نگارنده با توجه به تاریخ رسمی ومتداول بودن آن در بین اقطابی از ایرانیان وهمچنین رواج اسطوره های پادشاهی در نزد برخی از اقوام که در فلات ایران حضور دارند آنرا مستند کرده وتحلیل خود را بیان میکند با توجه به اینکه نظر وی در باره این روایتهای اسطوره ای وتاریخ نگاه دیگری است که در پایان مباحث آورده میشود.
#سید_عبدالمجید_الهامی
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
@NewHasanMohaddesi
