وجود فعلی ایران اگر چه برای منطقه مزاحمت دارد، ولی در عالم واقع از دید همسایه ها عملا سد دفاعی اعراب و ترکها برابر اسراییل است. با وجود حضور چماق ایران، امکان مصالحه و توافق بین اعراب و ترکیه و اسراییل وجود دارد.
اگر این سد فرو بریزد، ترکیه و عربستان در خط مقدم مقابله با اسراییل قرار می گیرند و این برای انان مطلوب نیست. بنابرین با هر ضرب و زوری که شده نمیخواهند سد ایران فرو بریزد.
حتی اگر شده با گچ کاری و زدن بند و ستون و تزریق بتن و… میخواهند این بنای فرسوده و مرد بیمار خاورمیانه همچنان حفظ شود. چون هنوز از تبعات مرگ مرد بیمار اروپا(عثمانی) در قرن بیستم (که اتفاقا بوسیله فشارهای اعراب رخ داد) رها نشده است.
انتقادی که به جمهوری اسلامی بوسیله افکار داخلی می شود این است چرا همه بار فشار روی ایران هست و باید مردم ایران به دوش بگیرند.؟ ولی اعراب و ترکها که نگاه داخلی به مسائل ایران ندارند، می گویند خب دستتان درد نکند که همه بار فشار را به دوش گرفتید.
چون انها در پناه این موضوع، براحتی زندگی می کنند و فعالیتهای اقتصادی و سیاسی خود را انجام می دهند.
فعلا باید در این موقعیت فعلی دید ضرب و زور و پول اعراب زیاده یا لابی اسراییل پر سمبه است. بر همین مبنا و دلیلی که از سوی ترکها و اعراب ابراز می شود، سست شدن ادعاها و مقاومت حکومت ایرانیان و شل کردن جمهوری اسلامی میتواند بازی و صحنه را وارونه کند
از سوی دیگر اسراییلی که بعد از جنگ غزه، در منطقه و مناسبات بین المللی در موضع انزوا قرار گرفت، تصور میکند که اگر دوره ترامپ بعنوان یک حامی سرسخت اسرائیل تمام شود و جمهوری اسلامی پابرجا بماند، با انزوای بین المللی در منطقه چه خواهد کرد، تمام سعی اش را دارد میکند که کار را تمام کند.
به قول ترامپ خودشیفته باید منتظر بود و دید که چه اتفاقی قرار است بیافتد و موضع کدامیک می چربد و استوارتر است.
سید عبدالمجید الهامی
