[بنا به روایت]ابونصرعضد قاجار(پسر عم احمدشاه ورئیس اتاق بازرگانی ایران در دوره پهلوی)از امتناع احمدشاه از تمدید قرارداد نفت در لندن [چه آتشی برخاست].
….خاطره دیگر که پدرم [شازده عضدالسلطان،پسر مظفرالدینشاه وعموی احمدشاه]راجع به مرحوم احمدشاه میگفت،خیلی انترسان است.
[وی]گفت که احمدشاه دعوت شد به لندن. از طرف دولت انگلستان ومنظور این دعوت هم این بود که احمدشاه قبول کند که شرکت نفت مجدداً قراردادش که تقریباً ده سال دیگر منتفی میشد،[البته در اینجا اشتباه شده، اگر این دعوت در عهد احمدشاه وسال۱۳۰۴ه مصادف با۱۹۲۵م باشد طبق قراداد نفت دارسی ۲۵سال از عمر قرارداد رفته بود وهنوز ۳۵سال دیگر به پایان مدت آن مانده بود].آن را تمدید کند برای شصت سال دیگر.[بله دولت انگلیس خواهان تمدید قراداد دارسی به مدت۶۰سال بودند، بخصوص که در این تاریخ مالک شرکت با۵۱درصد سهام شده بودند،به همین دلیل آنها دنبال تمدید بودند امادرعهدقاجار این امر اتفاق نیفتاد.]
قبل از سرمیزشام دعوت که ژرژ سَنک (جرج پنجم)پادشاه انگلیس این دعوت را کرده بود،مرحوم علاالسلطنه،ببخشید مرحوم[ابوالقاسم خان ناصرالملک] قراگوزلو که در واقع احمدشاه وقتی پدرش از بین رفت به روسیه، هفت،هشت [ در این تاریخ۱۲ساله بود] سالش بیشتر نبود. مرحوم قراگوزلو این شد نایبالسلطنه وبدیهی است…به احمدشاه نامهای آورد همان شب که شاه، شما باید این نطق را در سرمیز شام بکنید.
مرحوم احمدشاه خواند نطق را وگفت: «ناصرالملک،تو چیزهایی که به من گفتی این نامه مخالف آن چیزهایی است که تو به من گفتی.تو به من گفتی من باید یک شاه مشروطه باشم،مثل پدرم به مجلس اقدام نکنم[با مجلس مخالفت ومشروطه را سرکوب نکنم]وتابع مجلس بشوم. در این نامه میگوید من باید قبول بکنم که قرارداد نفت <دارسی> باید تمدید بشود و این مخالف آن نظرات است. چون تا مجلس موافقت نکند من نمیتوانم موافقت بکنم.»
ناصرالملک اشک آمد درچشمش وگفت: «من به شما گفتم، صحیح هم گفتم. ولی امروز بسته به سلطنت قاجاریه است.اگر قبول کنید،سلطنت قاجاریه میماند، اگر قبول نکنید، سلطنت قاجاریه از بین خواهد رفت وانگلیسیها مصمماند در این باره.»
احمدشاه کمی فکر کرد وگفت: «ناصرالملک، من فکر میکنم که ترجیحی دارد که من این نطق را نکنم وبگویند احمدشاه آدم پفیوزی بود، بیخودی بود. ولی خیانت به مملکتم نکنم. من صلاح میدانم که قاجاریه از بین برود، ولی نگویند که قاجاریه خائن بود وبه مملکت خیانت کرد.»
مرحوم پدرم این حرف را وقتی به من زد که بعد از این که احمدشاه برگشت به فرانسه…
س:خودشان آنجا بودند آن شب؟
ج:نه نه.آن شب نه،مرحوم پدرم <آنشب آنجا> نبود.بعد گفت احمدشاه این تعریف را برای ما در فرانسه کرد وگفت من این حرف را زدم به این دلیل…
س:پس پدر شما خودشان این را از دهان احمدشاه شنیدند؟
ج:بله.خودش از دهان احمدشاه شنید و دیگران هم این موضوع را، ناصرالملک هم این موضوع را گفته که <حسین> مکی هم گویا درکتابش این موضوع را نوشته.
و آنجا احمدشاه گفت:«عموها،حالا شما خواهید باز به من خواهید گفت که من بیعرضه بودم چرا قبول نکردم ومملکت را از دست دادم، یعنی قاجاریه را مسلماً به وسیله رضاخان که آمده بود در تهران و نخستوزیر شده بود وسردار جنگ، وزیر جنگ،این ما را مضمحل خواهد کرد. ولی من به شما بگویم چون رضاشاه نوکر شما بوده و در خانه فرمانفرما[ رضامیرآخور] بوده به شما اذیت نخواهد کرد ومیتوانید به راحتی برگردید به…»
ولی اگر من این کار را نکنم وبرعلیه رضاشاه. خزعل آدمی فرستاده بود پیش مرحوم احمدشاه که اجازه بدهید من رضاشاه که میآید به خوزستان بکشمش. احمدشاه هم جواب داده بود که نه.[حال شیخ خزعل از سوی پرشینیزم پهلوی خائن معرفی شود او طبق نامه که به رضاشاه نوشت او را غاصب حکومت رسمی، قانونی دانست وخود را تابع حکومت قاجار اعلام کرد و وی را کودتاگر علیه دولت با کمک انگلیس می دانست]
س:به شیخ خزعل؟
ج:بله<به>شیخ خزعل(گفته بود) که این حق را ندارید وهیچ به گزندی به رضاشاه چیزی…وگفت:«اگرمن قبول کرده بودم که شیخ خزعل این را بکشد،انگلیسیها یکی دیگر را درست میکردند[بریتانیایی ها بعد شکست قرارداد۱۹۱۹م ومخالفت احمدشاه با اقدامات انها تماما به سوی ایجاد کودتا وتغییر سلطنت تمایل پیدا کردند]و و و…پس ترجیح دارد که من این حرف را نزنم وبالاخره برای شماها هم گزندی پیش نیاید.»
<این موضوع مال مرحوم احمدشاه بود.
قاجار سلطنت را بعلت اینکه احمدشاه تابع انگلیس باشد باختند>.[البته قرارداد نفت در۱۹۳۳ بوسیله رضاشاه به مدت شصت سال تمدید شد وبنام ایران وانگلیس شد].
بخشی ازمصاحبه ابونصرعضد قاجار (۱۲۹۱-۱۳۷۸)با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد،نواراول.تاریخ مصاحبه:۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۱.حبیب لاجوردی
[توضیحات درون کروشه ازالهامی است]
سیدعبدالمجید الهامی
