بنام پایندگی ایران
در روزگاران گذشته که کشورها و برش هایی از جغرافیای ارضی بوسیله امیرانی کشورگشایی میشد، فرمانفرمائی دلخواه ، قاعده پذیرفته شده ی زیر بنایی زورمندان و حاکمان حکومتگر به حساب می آمد واگر به آن گونه از حکومتگری عنوان استبداد، دیکتاتوری و مطلق آلعنانی اطلاق میگردید، نشان از گونه ی اداره آن جوامع و حاکی از عادت عرفی آن جوامع بود.
با گذشت رو به فرگشت اجتماعات و ابتنای حکومت بر دموکراسی ِمبتنی بر انتخابات ، نخستین بایسته ای که انسان تکامل یافته را در مشارکت اجتماعی ، نمایندگی می بخشد ، دیپلوماسی و آگاهی کار به دستان از فن اداره منافع ملی کشور های متبوع می باشد که در صورت غیبت این دانش ِبدیهی اداره کشور، سر نوشت ِباشندگانش به قهقراء کشیده خواهد شد.
دیپلوماسی؛ همانگونه که از فرنام اش منبعث است، جواز صلاحیت حکومتگران در تصدی کارهایی ست که به آن منصوب میشوند.
حضور و شرکت در نشست شرم الشیخ که به بهانه صحه گذاری در حقانیت صلح اسرائیل و غزه بر پا شده است، در متابعت از حکم منشور سازمان ملل برای اجرای حفظ صلح و امنیت جهانی ست که صد البته بصورت ظاهر هم که شده باشد ، نشان صلح طلبی و باور مندی به آرامش و امنیت جهانی تلقی می گردد بنابر این نکول جمهوری اسلامی در چنین نشستی ، سندی اثباتی برای طرفداری اش از نا امنی و در نتیجه محکومیت اش در فصل هفتم منشور و احیانا” مایه ارتقای جرم اش از ماده ۴۱ این فصل به ماده ۴۲ خواهد شد که دست آورد نا آگاهی دیپلوماسی کار بدستان، برای مخمصه های ِسخت جبران ملی برای مردم ما خواهد بود.
پاینده ایران
بیست و یکم مهرماه یکهزار و چهارصد و چهار .
زنجیره هم اندیشان ملی ایران
